صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

68

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

بسنده گشته است ، « 18 » تا جائى كه دانشهائى كه در حقيقت حكمتند و شهود انوار ملكوت بر آنهاست ، بريده شده‌اند و حكيم نمايان اين روزگار را شناختى از آنها نيست . و اى برادرانم ! من مىدانم كه چون منادى حق به ظهور حقائق ندا دهد اين سخنان ناقص و سرگرم كن محو شود ، و اگر هم بماند در مواقف جدليات و ورزشهاى مبتديان خواهد ماند ، و حكمت واقعى بازگردد ، چرا كه پروردگار بندگان چون اعلام خطر كند راست گويد ، و چون وعده‌اى فرمايد محقق سازد » . و باز همو در اول كتاب حكمة الاشراق گويد : « و بدترين قرنها قرنى است كه راه اجتهاد در آن درهم پيچد و سير افكار بريده گردد و باب مكاشفات و راه مشاهدات بسته شود » . - پايان سخن شيخ اشراق - . اين سخنان را نقل كرديم تا هركس دريابد كه « عارف » يا « شيخ » و يا « حكيم » گشتن برتر از آنست كه كسى بدان توان رسيد ، بدون اينكه در تمامى طول زندگى خود بدان همت گمارد و تنها بدان پردازد و از تمامى اميال حسى و خواهشهاى دنيائى دورى جويد ، همراه با دارا بودن فطرتى صاف و ذهنى خالى از گفته‌هاى بدعتسازان و طبعى پاك و فهمى تيزبين و دركى لطيف . و پس از اينهمه - بدانسان كه يكى از حكما گويد - مىبايد در برابر رنجهاى ناشى از آموزش خوددار و صابر باشد ، و فطرتا دوستدار راستى و راستان و حكمت و حكيمان بود ، و فردى عصيانگر و لجباز براى هوسهاى خود نباشد ؛ و همچنين در زمره پرخواران و پرنوشان و آنان كه به سهولت جذب شهوات شوند نبود .

--> ( 18 ) - حكما مفاهيم كلى را كه ذهن از خارج دريافت مىكند دسته‌بندى كرده و هر دسته را يك مقوله خوانده‌اند . تعداد مقولات از قديم مورد اختلاف بوده و اكثرا آن را ده دانسته‌اند . مقوله « متى » : ( كى ) ، بودن شيئ در زمان خود است . مثل ايستادن زيد درين ساعت و مقوله « جده » كه « ملك » و « له » هم ناميده مىشود : دارا بودن چيزى است .